اتفاق خاصی در جریان نیست،عادی میگذره
هرروز دیروز میشه و هر فردا امروز و انتظار برای آینده ی دلخواه
ازاینکه ایمیل اصلیمو چک کنم میترسم :|
کلی ایمیل هست الآن که حس و حال خوندنشون نیست
دلم میخواهد فقط با یک نفر باشم،که او هم فقط با یک نفر باشد ؛ من
شاید یکی از میان به جز این ها
این ها یا خودشان اصلا با من نیستند یا فکرشان
ویا اینکه فکرشان با من هست اما تنها با من نیست
********
اینقدر الکی و پشت سرهم عزیزم عشقم نفسم عمرم زندگیم همه کسم فداتشم قربونت برم و... از اینا میگن،میشنوم،بهم میگن، و بعضی وقت ها مجبورم میکنند بگم؛یه جورایی مث منگنه.
حالم بهم میخوره و کلی در تعجبـــــم که چجوری واقعا ؟!!
تا حدی که اگه موقعی خودم؛بدون خواست کسی ! بهش کلمه ی بامحبتی میگم خودم میمونم توش !
که آیا این حرف من هم از حرفایی بود که همش میشنوم یا شاید یکمی صداقت داره !
+موزیک مُوقت باز ، در اثر جَو گیری مُفرَط
+جرأت به خرج دادم و ایمیلمو چک کردم،یه سری همون لحظه حذف شد،ی سری خونده شد و یه سری هم پوشه بندی شد برای یه وقت دیگه . T: 22:48
نغمه ی شب...ما را در سایت نغمه ی شب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: رضا بازدید: 134